فهرست

  ورود
نام کاربری

رمز عبور



شما هنوز در سایت عضو نشده اید؟
اینجا را انتخاب کنید تا در سایت عضو شوید .

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟
کلمه عبور جدیدی دریافت نمایید اینجا را انتخاب کنید .

مثلث خوداتكايي دنياي شطرنج فلسفي يك شطرنج باز.

با سلامی دوباره خدمت تمامی علاقه مندان شطرنج...قسمت سوم مقاله مسیر اصلی باز هم با نام شطرنج فلسفی تقدیم می گردد که امیدوارم با خواندن قسمت اول و دوم آن مورد توجه عزیزان واقع گردد
مسیر اصلی (شطرنج فلسفی) قسمت سوم
شناسنامه :
نام كامل : مثلث خوداتكايي دنياي شطرنج فلسفي يك شطرنج باز.
نام پدر: شطرنج باز.
شماره شناسنامه : روحيه/خودباوري/قدرت برتر.
صادره از : درون باورها.
      ضلع اول :      شطرنج زيباترين رشته ورزشي است.
        ضلع دوم :  در هرموقعيتي...دنياي شطرنجي مخصوص به خودم را خواهم داشت.
انسان ها آیین های جادویی را به جا می آورند نه به خاطر آن که نتایج آن را ببینند بلکه بیشتر به علت آنکه به آنها ایمان دارند...
 ضلع اول مثلث جادويي ما جادويي ترين ضلع هنر فلسفي آن است يعني اگر با باوري قوی ! اين آيين را درست انجام دهيم...وظايفمان را در قبال خود انجام داده ايم ! بخش عظيمي از لذت زيبايي هاي شطرنج در دست حقوق بگيران رسمي فيده ! اساتيد بزرگوار بزرگ ! و مدرسان درجه اول اين رشته ورزشي در دنياست...! بله آنها هستند كه اگر در مسابقه اي شركت كنند منت گذاشته اند! آنها هستند كه اگر روزي براي تفريح در مدرسه شطرنجي حاظر شوند مايه افتخار است كه مي توانند تا آنجا كه مي شود از اين مايه مباهات ! به همسرشان و ديگر همراهانشان تعارف نمايند...! عده اي از لذايذ مادي قابل توجه آن بهره ميبرند...عده اي از اعتبار مقام ها و پست هاي گوناگون آن...و عده اي نيز از امتياز آشنايي با صاحبان منافع و...ميبينيد ؟!شما كجاي كاريد ؟! آيا اين گلد كوئيست هرمي ورزشي ! ملزم به باخت دهك هاي پاييني اش است ؟! جواب : خير مطلق است !!!
در اين جا يك نظريه را مطرح مي كنيم:
تمركز قدرت در عمل مي تواند (دقت كنيد ! در عمل !) به تنزل وضع قواي توده جمعيت بينجامد...
دهك هاي متوسط يك جامعه شطرنجي اعم از :
استادان بزرگ قديمي! استادان بزرگ ضعيف! اساتيد فيده AM…FM ها و تمامي امواج هاي راديويي! ديگر كه درك زيبايي شطرنج توسط خود را بيشتر از بسياري از شطرنج بازان به اصطلاح عام جامعه و كمتر از عوامل پرقدرت شطرنجي دنيا مي دانند بايد همان عملكردي را در استفاده از زيبايي هاي شطرنج بكار ببرند كه دهك هاي پايين تر و شطرنج بازان به اصطلاح عام جامعه بدان نياز دارند...!چرا كه نقطه مشترك هر دو خواستي بالاتر و دركي بهتر است ...پس عملكرد يكي است...
وقتي شما به صورت عادي قادر به تعغيير يك سيستم جاافتاده و پخته در سطوح بالاتر رشته اي كه در آن قرار داريد...نيستيد ميتوانيد به تعغيير خود دست بزنيد...
به عنوان مثال دايره اي را در نظر بگيريد كه دائما و به صورت يكنواخت مي چرخد و دوازده حلقه در مكان هاي مختلف آن قرار گرفته اند كه ناگزير به چرخش كلي دايره آنها نيز به واسطه كوچكي و ضعف سير چرخش يكنواخت را طي مي كند...1-2-3-4-5-6-7-8-9-                                                            10-11-12
اگر در نظر بگيريم كه اعداد تك رقمي حامي چرخش دايره به همان روش سنتي و هميشگي هستند و دو رقمي ها مخالف ...مي توانيم به معني جديدي از مخالفت برسيم.
مخالفت اقليت مدرن در مقابل اكثريت سنتي به اضافه مخالفت اقليت با ارزش بالا با اكثريت با ارزش خرد...
اما بدون در نظر گرفتن ارزش اعداد گوي ها... از لحاظ كمي تعداد مخالفين در اقليت هستند و در عين حال گوي ها به علت نوع قرار گرفتنشان قادر به نگهداشتن دايره اعظم نيستند...بنابرين طبق نظريه ما آنها مي توانند با تعغيير خود/ سيستم چرخش يكنواخت دايره پر قدرت را نيز دگرگون سازند...
گوي هاي سه رقمي در حالي كه به دور دايره مي چرخند خود را نيز به چرخش در مي آورند و به صورت دوراني يا به هر نوع كه مي توانند به خود لنگر بياندازند ! از آنجا كه دايره بزرگ از تشكيل تمام اين گوي ها دايره بزرگ ناميده مي شود نمي تواند از اين گوي ها چشم بپوشد (كه در آن صورت هم باز تغيير در سيستم ايجاد مي شود!!!)
اما نكته حائز اهميت اينجاست كه آيا اكنون چرخش دايره بزرگ (وضعيت كنوني سيستم) همان چرخش (وضعيت)چند لحظه قبل است؟!
بانگاهي دقيق تر به مطالب گفته شده شما راه هاي متعددي جهت بهره بري بشتر از زيبايي هاي شطرنج را در پيش روي خود خواهيد ديد...
1- تغيير در وضعيت ديد خود نسبت به زيبايي هاي شطرنج برابر است با تغيير در زيبايي هاي شطرنج براي من كه مساوي است با زيبايي هاي جديد و ديگر...
2- تغيير در وضعيت جايگاه فيزيكي /مرتبه اي خود يعني تغيير در اسم قرار گرفته در ليست بهره وران زيبايي هاي شطرنج و...
حال كه توانستيد در سيستم تغييراتي ايجاد كنيد و اين معضل تبديل به يك راه حل مناسب شد ...مي توانيد دنياهاي مخصوص به خود را در عرصه شطرنج داشته باشيد ...
به عنوان مثال:
دنياي شطرنجي من شكل گرفته از عناصري چون :
ارتباط با افراد جديد ...كسب اعتبار براي شغل غير شطرنجي ام...
دنياي جديد دوستم يا به عبارت بهتر يكي از دنياهاي دوستم تشكيل شده از مقام آوردن در مسابقات عادي باشگاهي شهرش و مسابقه دو نفره بين يكي از افرادي كه زياد از لحاظ اخلاقي از وي خوشش نمي آيد!!! (تخليه روحي غير شطرنجي از راه هاي شطرنجي)
و ميليون ها دنياي جديد و مخصوص به خود ...به اندازه حركات بيشمار و جذاب شطرنجي...
نگران نباشيد كم كم به موضاعات صرفا شطرنجي هم خواهيم رسيد...
ضلع سوم::
   لذت زيبايي هاي شطرنج مهمترين اهرم هاي حركت دهنده ترميم وضعيت هاي سخت زندگيم است...
براي درك بهتر ضلع سوم ناگزير از طرح مثال براي گرفتن نتيجه مفهومي بهتر هستيم:
مثال A:
يك روز را در نظر بگيريد كه باخواب كافي و تغذيه مناسب و آرامش روحي مطلوب در يك مسابقه هفتگي معمولي شركت مي كنيد و:
1-بااشتباهات فراوان بعد از باخت هاي متعدد انصراف مي دهيد...
2- با بازي هاي درخشان  در بين سه رتبه برتر قرار مي گيريد...
مثال B:
يك روز را در نظر بگيريد كه با خواب ناكافي! و تغذيه نا مناسب و دغدغه هاي متعدد فكري در يك مسابقه معمولي شركت مي كنيد و :
1-با اشتباهات فراوان بعد از باخت هاي پي در پي انصراف مي دهيد...
2-با آنكه به نظر خودتان خوب بازي كرده ايد مقامي نمي آوريد و رده هاي پاييني جدول در انتظار شماست...
با نگاهي كلي اما درست به هردو مثال A/B و اشتراك معكوس ! شاخه هاي 2 اين نكته در ذهن مي درخشد كه:
عوامل خارجي و محيط پيرامون ما نقش بسيار مهم و سرنوشت سازي را در نوع بازي و نتايج آن ايفا مي كنند...
چراكه اگر در مثال نخست در زير مجموعه هايش پيروزي هاي درخشان و شكست هاي پي در پي در كنار هم قرار گرفته اند (باوجود نكات مثبت محيط) اما در مثال دوم (با توجه به نكات منفي محيط) هيچ شانسي را به عنوان زير مجموعه مطلوب در نظر نداريم...
بنابرين اگر استثناهاي خاص را در نظر نگيريم :
تاثيرات محيطي مثبت بيرون بر روي بازي شطرنجي امان مي تواند هم نتيجه مثبت و خوب ...و هم نتيجه ضعيف و بد را براي ما به ارمغان بياورد اما تاثيرات منفي محيط بيرون به احتمال زياد ! عمدتا تاثيرات منفي زيادي را بر روي بازي شطرنجي امان تحميل مي كند و يا حداقل بار منفي ...بار مثبتي را در اينجا به ما هديه نمي دهد!
ادامه مثال A زير مجموعه 2 :
شما پس از آوردن مقام با خوشحالي و نيرويي مضاعف و همچنين گرفتن جايزه اي هرچند ناچيزبه سمت خانه ميرويد و با خوشرويي و تدبير با مشكلات احتمالي آتي برخورد مي كنيد...
ادامه مثال B هردوزير مجموعه :
شما پس از تاثيرات منفي انجام بازي هاي ضعيفتان و يا خوب و بي نتيجه اتان ! خود را آماده رويارويي با مرداب دوباره مشكلات و بازگشت اضطرابات مي كنيد...
همانطور كه در بررسي قسمت اول مثال هاي A/B  تاثير عوامل بيروني دنياي شطرنج بسيار ملموس و تقريبا حتمي نتيجه گيري شد ...در بررسي قسمت دوم مثال هاي فوق مي بينيم كه تاثير دنياي شطرنجي امان بر محيط بيروني زندگي امان به مراتب چقدر بيشتر و مقتدرانه تر عمل مي كند!
يعني:
 اگرچه در برابر محيط موفق بيروني دو عامل موفقيت و عدم موفقيت در محيط شطرنجي وجود داشت اما در مقابل محيط غير موفق شطرنجي معمولا فقط ! محيط هاي ناموفق در بيرون انتظارمان را مي كشند...
دليل چيست ؟!
اگر موارد بالا را در مورد تمامي موارد شگست ها و پيروزي ها در زندگي بشر بسط دهيم روانشناسان دلايل متعددي را در بيان چرايي موضوع بيان كرده اند اما در مورد شطرنج اگر چه كليات نظريات روانشناس ها و كارشناسان مورد قبول است(نسبي) اما جزئيات بسيار متفاوتند.
رشته ورزشي زيباي شطرنج را از ديدگاهي مي توانيم (پرجزئترين!) رشته ورزشي ناميد (اگر چه از لحاظ معنايي كلمه (پرجزئترين)شايد مفهوم مناسب را نرساند اما به علت درك راحت تر موضوع از همين كلمه استفاده شده)

در بازي شطرنج همه حركات از لحظه بيدار شدن شما از خواب روزي كه در آن بازي داريد (و چه بسا با نگاهي فلسفي تر از بدو تولدتان!) تا خوابيدن روزهاي بعد از آن ! به صورت جزئ به جزئ مي تواند تاثيرات مستقيم و غير مستقيمي در بازي اصلي در پي داشته باشند و همانطور به صورت معكوس هم از همان لحظه كه حركت اول را انجام مي دهيد و ساعت مي زنيد تا لحظه آخر كه با حريفتان دست مي دهيد به صورت مورد به مورد مي تواند در بازي فرعي (بيدار شدن از خواب روزي كه بازي داريد تا...)تاثيثرات مستقيم و غير مستقيمي را به جاي بگذارد...

داستان كوتاه !:
{{{آقاي X با صداي ساعت از خواب برمي خيزد ساعت 11 صبح است و امروز روز تعطيل او.
خو.اب بسيار مطلوبي داشته و همسر فرزندانش نيز حداقل تا شب از مسافرت دو روزه اي كه رفته بودند بر نمي گردند...آرامش خوبي درخانه حكمفرماست. يك صبحانه عالي در دير وقت خورده مي شود.
آقاي X شروع ميكند به مطالعه كتاب مورد علاقه اش (صدسال تنهايي)آن هم چاپ اول 1352! زمان به سرعت سپري مي شود و نهار و باز مطالعه ...كمي هم ديدن ماهواره و كانال هاي مورد علاقه...كم كم داشت آماده مي شد ...بهترين حالت ممكن (نسبي!) براي شركت در يك مسابقه براي او فراهم شده بود...به آ‍‍‍ژانس زنگ مي زند و پس از سفارش اتوموبيل شروع مي كند به پوشيدن لباس و...
قوطي واكس مايع را از جاكفشي بيرون مي آورد و در حالاي كه به ساعتش نگاه مي كند قوطي را به روي كفش برمي گرداند...ناگهان كمي از واكس مايع بر روي موكت مي ريزد.خيلي ناراحت كننده است اما صداي بوق ممتد اتوموبيل آژانس فرصتي براي تميز كردن نمي گذارد از طرفي هم خانواده تا شب مي آيند و اگر زودتر از او برسند خيلي بد مي شود...سوار ماشين كه مي شود مقصد را اعلام مي كند سپس رو به راننده مي گويد:

- آقا شما چر اينقدر بوق مي زديد...هر چقدر مي ايستاديد كرايه اش را حساب مي كردم...!(شايد اگر واكس نميريخت او هم نيازي به شكايت و تخليه روحي موقت نداشت!)
- من برده شما نيستم كه همه چيز را با پول بخريد...آفتاب داغيه شما كارهايتان را كامل انجام دهيد بعد زنگ بزنيد ما بيايم!...
برخورد ها بسيار غير منتظره است اما رخ داده بود...
                                             ************
مسابقه به روش سوئيسي برگزار مي شود...حريف دور اول حريف نسبتا آساني است!...
1.e4
.e5
2.Nf3
.Nf6

پوزوسيون تقريبا متعادل است البته دوست ما يك كم هم برتر دارد و يا به عبارت بهتر داراي برتري جزئي است...از لحاظ زماني هم وضعيت براي او بد نيست اما در همين حال كوهي از افكار به ذهنش حمله ور مي شوند...
واكس ريخته شده...جواب نامربوط راننده...نوع برخوردهاي گوناگون دوستانش در اول مسابقه...هر چقدر سعي
 مي كند تا افكارش را متمركز بازي كند فايده ندارد...كار از كار گذشته!
دستش به پياده خورده درصورتي كه اسب جناح شاهش درحركت بعدي رانش پياده توسط حريفش ازدست مي رود!
چه كار بايد كرد...؟ آن هم در دور اول و يك حريف مناسب...! حركت غير ورزشي هم در شخصيتش جايي ندارد كه مثلا بگويد دست نزدم...
آقاي X  در پايان دور پنجم با 3 باخت انصراف داد...!
ساعت حدود 8 بعدازظهر است بعد از مدت ها يك سيگار...احساس خوبي پيدا مي كند! با ناراحتي كلي به سمت خانه مي رود...همه آمده اند
...حدود ساعت 30/23 است كه همسرش به واكس ريخته شده خرده گرفته...! دوست ما هم كه قرق در واريانت ها و بازي هاي اشتباهش است ناگهان با صداهاي پي در پي و بلند همسرش از كوره در مي رود و با الفاظ ناخوشايندي خانه را در سكوت فرو مي برد...دوست ما امشب شام نمي خورد...!}}}
در يك بررسي كوتاه در داستان فوق در مي يابيم كه 3 بخش اصلي اتفاقات تاثيرات گريز ناپذيري را در هم ايجاد كردند:
بخش اول                       قبل از آغاز بازي اصلي...تمامي فرايندها و پيش آمدها...       
بخش دوم                        پروژه اصلي يا همان انجام بازي هاي مختلف شطرنج ...
بخش سوم                         فرآيندها و اتفاقات بعد از بازي اصلي...
همانطور كه مي بينيم بازي شخصيت داستان ما از صبح روز مسابقه و چه بسا قبل تر از آن! آغاز شده بود و چه بسا تا روزهاي پس از آن ادامه داشته باشد يعني همان 3 بخش بالا...
عوامل باخت در پروژه اصلي را مي توان به چند بخش تقسيم نمود :
        عوامل و جريان هاي باخت آقاي ايكس در پروژه اصلي
برخوردنادرست راننده آژانس/ریختن واکس/برخوردهای مختلف دوستان/عدم تمرکز کافی/ضعف شخصی بازی/برخورد همسر/هوشیاری حریف/واکس ریخته نشده در خانه حریفان!!!
سه مورد از موارد دايره آبي يعني ريختن واكس و راننده آژانس و برخورد چند تن از دوستان لطمات كوتاه مدت و شايد بلندمدتي را در روحيه آقاي ايكس وارد كردند و يا به عبارت بهتر تاثيرات خوب خواب و خوراك و آرامش وي را تا حدودي خنثي و يا شايد تخريب نمودند....اما موارد عدم تمركز و ضعف بازي نكاتي هستند كه شايد با تقويت آنها بتوان از تاثيرات سه مورد اول دايره آبي و ديگر موارد اين چنيني كاست چرا كه سه مورد گفته شده شايد كمتر قابل كنترل باشند اما گزينه هاي  عدم تمركز و ضعف بازي را مي توان شخصا كنترل و تقويت نمود اما شايد از مورد (برخورد همسر...) متعجب شده باشيد چرا كه در بعد از بازي هاي اقاي ايكس اتفاق افتاده ...اما آيا تجزيه تحليل هاي گوناگون آقاي ايكس كه بيشتر شبيه به پيشگويي هاي نستراداموس بود به خصوص در رابطه با رفتارهاي احتمالي همسرش در مورد واكس ريخته شده نمي تواند در برهم زدن تمركز وي در بازي ها نقش داشته باشد؟! و مورد (هوشياري حريفان...)  يكي از نقاط ضعف احتمالي ما خواهد بود اگر به همراه چاشني ها و موارد ي از قبيل دايره هاي فوق باشد...
اما نتيجه مهمتري كه از داستان آقاي ايكس به آن مي رسيم اين است : همانطور كه عوامل قبل از بازي و گهگاه بعد از بازي ! توانست برروي بازي اصلي تاثير بگذارد بازي نيز توانست و مي تواند تاثيراتي را بر عوامل قبل ! و بعد از خود تحميل كند... 
 اگر بازي و مسابقه اي در جريان نبود شايد خواب كافي و...نياز مبرمي نبود و ...
اگر بازي ومسابقه اي درجريان نبود دغدغه برهم خوردن تمركزآقاي ايكس به علت ريختن واكس و..بسيار كمتر نمود پيدا مي كرد...
اگر بازي اي نبود شايد فرياد آقاي ايكس  نسبت به همسرش اتفاق نمي افتاد...
و اگر روند بازي ها  آنطور كه اتفاق افتاد ...روي نمي داد  به احتمال زياد آقاي ايكس ما شام مي خورد و سيگار هم نمي كشيد...
و بسياري از اين اگرها...اما نكته اصلي اينجاست !
                                         8  =  6  + 2
اگر 2 را تغيير دهيم شايد 6 تغيير اجباري نكند اما حتما 8 تغيير خواهد كرد!
                                                                                                    10 (8) =6 + 4 (2)
پس ما ميتوانيم با  تغيير تاثيرات موارد مخرب  در بازي هاي پيش رويمان حاصل بازخورد هرگونه نتيجه به دست آمده از بازي را در زندگي امان تغيير دهيم !
مانند اين است كه هر كس در شطرنج ببازد ! يك امتياز مي گيرد ! و هركس بيشتر ببازد مقام به دست مي آورد ! آيا شما در صورت باخت باز هم بر سر همسرتان داد مي زنيد؟!؟!؟!
لذت شطرنج بسيار فراتر از نتيجه به دست آمده آن است...
تحقق يك رويا و تخيل بدون هزينه هاي ميليون دلاري فيلم هاي هاليوودي ...در يك صحنه كوچك سياه و سفيد بسيار لذيذتر ! و مقتدرانه تر براي ما خواهد بود...درست است كه نتيجه پاياني يك فيلم سينمايي بسيار براي بيننده اهميت دارد اما آيا اگر بيش از 80 درصد فيلم قبل از صحنه هاي پاياني فوق العاده زيبا و دلنشين باشد ما اجازه داريم به خاطر پايان بدش (آن هم بنا بر سليقه امان) به كل فيلم بگوييم فيلم درجه x ؟مجبورم این داستان تکراری را اینجا تکرار کنم...
لحظه اي را در نظر بگيريد كه يك تركيب درخشان را با تمام وجود لمس كرده ايد...در بعضي موارد آنقدر زيبا به نظر مي رسد حتي حاظر نيستيد حركات پاياني و فاش شدن اشتباه بودن تركيب ! را برري كرده و ببينيد چرا كه ظالمانه به نظر مي رسد ! ناخود آگاه صداهايي از شما بروز     مي كند      ...آه...سرفه...ه...ي...    جا به جايي هاي بي مورد و پي در پي برروي صندلي...نگاه هاي مكرر و نامرتب به چشمان حريفتان كه گهگاه از بدشانسي شما با نگاه هاي او هم گره مي خورد...صاف كردن گوشه صفحه...نگاه كردن به اطراف...كشيدن دست بر دور دهان و لب ها...مرتب كردن يخه...خميازه بي مورد و زوركي ! و ده ها عكس العمل ارادي و غير ارادي ديگر همه و همه حكايت  از نشعه گي غير قابل وصفي است كه هيچ كراك و هروئيني نمي تواند آن را به شما هديه دهد جز شطرنج ! و واي به روزي كه تركيب درست باشد و فريتز هم در خانه به سوي شما  10 لو خوشگله پرتاب مي كند ! آن روز  بهترين روز شماست !نه تنها شما بلكه بهترين روز همسر شما....برادرتان...فرزندانتان و همكاران فردايتان !...حتي  گداي سر كوچه ! نيز از اين همه بهترين ها بي نصيب نخواهد بود...
بله ! اين است جادوي تاثير شطرنج فلسفي ...
نيازي به تخريب اين زيبايي ها نداريم اما معكوس داستان بالا چه ؟!بله آنها را بايد تغيير دهيم...
اثرات يك دست به مهره اشتباه ...ادعاي تساوي غلط...پيشنهاد تساوي غير عقلاني و زدن تركيب هاي فوق العاده نادرست همانقدر زيانبارند كه تاثيرات مثال قبلي سازنده ...پس راه حل ها را مرور كنيم...
آيا من از كاسپاروف ! هم قوي ترم ؟!
آيا به اندازه فيشر مطالعه و اطلاعات و آگاهي هاي لازم را داشته ام ؟!
آيا به اندازه آلخين آرامش قبل و بعد از بازي را دارم؟!
آيا بازي پيش رويم به مهمي بازي هاي فينال قهرماني جهان است ؟!
آيا ديگر نمي توانم شطرنج بازي كنيم ؟!
آيا باخت من در همه روزنامه هاي فردا صبح با تيتر درشت منعكس مي شود ؟!
آيا در بدترين حالت اگر هفت دور پي در پي ببازم تا آخر عمر مرا مسخره مي كنند ؟!
آيا همه فقط به باخت هاي من فكر مي كنند ؟!
آيا دوست هايم را از دست مي دهم ؟!
آيا ...؟!
تمام اين سوال هاي رنگارنگ بالا مي توانند و بايد پس از هر باخت مطرح و با پاسخ زيباي خير ! روبه رو شوند...
اين خيرمي تواندآب سردي باشد برروي آتش بسيارمخوف اشتباه و باخت (البته از ديد مجازي نتيجه پرستي مخوف)
هيچ چيز در فضاي خارج از اين صفحه 64 خانه اي تغيير نكرده ! حتي اگر همه را آنروز باخته باشيد...به جاي آنكه مداوم از صحنه بعدي فيلم ترسناك بترسيد و اضطراب داشته باشيد تلويزيون را خاموش كنيد...آيا فضاي بيرون را تغيير كرده ؟! خير‌؟!...حتي اگر پرسپوليس شما 80 بر هيچ هم به پاختاكور ببازد مبل شما سر جايش است ؟!...
البته زياد هم خوشحال نشويد شما تازه خنثي شده ايد اما ما مي خواهيم از باخت هاي پي در پي شما ! جايزه مقام اول را كسب كنيم !
هميشه اوضاع بدتر را در نظر بگيريد...
(خوب شد با وزير بازي نكردم و گرنه خيلي ضايع مي شد!)
اگر با وزير بازي كرده بوديد !
(خوب شد لا اقل زود واگذار كردم...!)
اگر با وزير بازي كرديد و زود هم واگذار نكرديد !
(خوب شد باز اين هفته اوت شدم اما هفته بعد از لحاظ 1-...2-...3-... خيلي مهمتره ! )
بله اشتباه نكنيد ! اين حالتي كه داريد همان نشعگي بعد از تركيب درست و زيباست ! با اينكه آنرا نزديد ...با اينكه بازي ها را باختيد...!
آکواریوم دنیای شطرنجی
1- هر قانوني را مي توان تغيير داد !
2- هر قانوني را مي توان رعايت نكرد !
3- شطرنج مهمترين و كم اهميت ترين مورد زندگيم است !
4- من از كاسپاروف هم قوي ترم !
5- با توجه به سختي هاي زندگي ام و ميزان مطالعاتم و بازي ها ...من ضعيف ترين بازيكن مسابقات بودم ...بنابراين حتي آخر شدن هم براي من مثل كسب مقام است چون حفظ اراده  و روحيه باخت را در اين شرايط سخت زندگي ام  و شرايط متفاوتم با ديگر حريفان... براي من قابل تحسين و مستحق مقام اول است ...به عبارت بهتر همين من هستم كه هميشه با منم نه حريفان من...
و ...
دنیای مردگان...دنیای زندگان...
البته برداشت ها از هر موقعيت بسته به زمان پيش آمد موضوع دارد و برداشت هر زمان و يا مكان و يا موقعيت ميتواند با چرخش مويي/ به كلي دگرگون شود...موضوع تفاوت و تعارض ميان شطرنج بازان از لحاظ استنتاج حاشيه هاي  شطرنج ...به مقدار فراوان ...مربوط به صورت يا شكل شطرنج است شكل نه به معناي قالب پيش ساخته اي كه محتوا و حوادث مختلف را از قبل در آن بريزند ...بلكه به معني عنصر تاثيرگزاري مربوط به محتوا كه جنبه ساختاري و در عين حال استراتژيك دارد...يعني اگر چه ما در اينجا طرح هاي روشني را براي عبور از دنياهاي تاريك و كسب تجربه لذت هاي واقعي مطرح مي كنيم اما همه اين ها به آن بستگي دارد كه زا ويه ديد شما چگونه تنظيم و محيط بينشي شما از  چه ساختاري تعريف شده باشد كه بتنوانيم مقصود اصلي را منتقل كنيم...در شطرنج ما هويت شخصي را احراز مي كنيم كه نيست ...بازي هاييي را به نمايش مي گذاريم كه با وجود ميليون ها بازي انجام شده قبلا نبودند...آيا اين به آن معنا نيست كه ما با احراز شخصيت و هويت فرد و بازي از قبل وجود نداشته اي به دنبال آن هستيم كه ديگر وجود نداشته باشيم ؟!ابن مسئله را وقتي بهتر درك مي كنيد كه روزهايي را به ياد بياوريد كه براي فرار از لحظات مشمئز كننده اش به شطرنج پناه برديد و با خلق يك هويت جديد به عنوان شطرنج باز و بازي هاي نو و بديع از نظر خودتان زمان به شدت سپري شد و شما ديگر نبوديد !...درست است كه ما در هنگام بازي... ماي واقعي را مي گويم مرده ايم اما زندگي به خصوص بدي هايش در اطراف ما در حال جريان هست  همانطور كه ماي نگران و پر استرس زندگي در ميان خلق بازي هاي شطرنج ميميرد زندگي براي زندگان ادامه دارد و چه مي شود ما بتوانيم در لحظات سخت و پر استرس زندگي جديدمان يعني دنياي شطرنج هم به اين موضوع به صورت معكوس تامل كرده  و عكس العمل نشان بدهيم تا راحت تر باشيم... يعني در لحظات به اصطلاح سخت و پر استرس شطرنج و دنياي جديدمان هويت و زندگي جديدي را در محيط پيرامونمان احراز كنيم تا باز هم آن ماي قرق در دنياي شطرنج وجود نداشته باشد...البته ما مجبوريم بيشتر وقت هخا تنها سفر كنيم بدين معنا كه ما خودمان بايد نوع احراز ها را مشخ كرده و تشخيص دهيم كه الان وقت چه نوع مردن و زنده شدني  است !...
                                                                یک هشدار پیچیده اما مهم!
پاره اي از ما شايد بين درونمايه زندگي امروز و درونمايه زندگي شطرنجي امان شباهت و قرابت هايي بيابيم...اما نكته مهم مرزبندي مشخص اين دو دنيا با وجود تمامي تداخل هاي آنهاست !از لحاظ ما شخصيت انسان پر استرس آماده فرار سعي دارد با تعويض شخصيت خود و دست يافتن به شخصيتي ثانوي كه مورد قبول و تاييد قوانين دنياي جديد (دنياي شطرنج فلسفي ) است به هويتي جديد و تازه دست يابد در حالي كه شطرنج باز پر استرس دچار باخت شده قرق دنياي شطرنجي آماده فرار دچار نوعي بحران سرگشتگي است (به علت ادامه مردن ها زنده شدن ها) كه ريشه هاي عميق و آشكاري در  دو پاره بودن مكتبي فلسفي ذهن انسان دارد...لذا در مرداب اين بحران بايد به دنبال يافتن رابطه هاي دروني اين دو دنيا باشيم نه رابطه خود با دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم به عبارت بهتر براي مقابله با سردر گمي بين رفت و آمد اين دو دنيا ما بايد آسانسورهايي به نام بالابيني در مواقع حساس استفاده كنيم تا هر وقت كه مناسب بود در دنياي خودمان به جدال با استرس هاي دنياي شطرنجي امان بپردازيم و هر وقت هم كه مناسب بود در دنياي فلسفي شطرنجي امان با عوامل استرس و آشوب هاي زندگي روزمره امان...به طور كلي ما بايد مسلح به سلاح بالابيني باشيم كه در همه موارد بتوانيم خود و شرايط پيرامونمان را از بالا و به طور كلي بررسي و آناليز كنيم...
دیدگاه
  ديدگاه ما در برخورد با دنياي شطرنج فلسفي و عناصر ساختاري آن كه در مدل هاي گوناگون مطالب قبلي گنجانديم در بنياد نگرشي معناگراست (اگر چه در بعضي موارد نيز شكل گراست!) به ديگر سخن ما بيشتر (ماي ايده آل ! ماي راوي ) به ويژگي هاي محتوايي و چگونگي پيوندهاي معناييشان با يكديگر در دنياي شطرنج فلسفي (اعم از شطرنج و شطرنج باز)را مورد رسد قرار داده و مي دهيم...از همين روست كه ما به تاويل و تفسير رويدادها در قبل و هنگام و بعد از صفحه شصت و چهار خانه اي  توجه داريم تا صرفا رويدادهاي روباتيك و خشك بازي اصلي ...
شطرنج یک زبان افکاری...
شطرنج در دنياي فلسفي نوعي زبان افكاري است كه در ميان زبان هاي مختلف افكاري ! بسيار كلامي تر است !كلام نه صرفا صداهايي به عنوان تكرار يك سري حروف بلكه به عنوان نماد جلوه زبان...بر همين اصل كاربرد عملي اصطلاحات زبان شناختي  همچون كنش و واكنش و... بر ساز و كار دنياي فلسفي شطرنج تاثيرات مهمي دارد كه حداقل براي ارتباط اجزايي اين زبان لازم است كه اگر اين زبان افكاري را جدي بگيريم ! كاربرد شان هم مورد سوال قرار نميگيرد...
احساس جای خالی دنیای شطرنجی
كمبود مطالعات انتقادي بيطرفانه درباره حواشي و زيبايي هاي شطرنج فرعي (خارج از قاعده صفحه) تا حدي حاكي از اين است كه در مطالعات شطرنجي به طور كلي از مفوله نقد كلي همراه با شفافيت اجزا غفلت شده(اكر نقدها يا صرفا به بازي مستقيم و يا در حيطه محدوده جغرافيايي صاحبان نقد بوده و هستند ) چرا كه درچند دهه اخير ديدگاه هاي شطرنجي دچار تحولي بنيادي شده و اولويت به آنچه فرضيه ها و نظريات نجات از دلزدگي و اخيرا نوآوري   مي نامند داده شده است... گو اينكه در بي توجهي به شطرنج مستند! و زيبايي هاي فلسفي آن نوعي غرض ورزي هاي كوركورانه نيز به چشم ميخورد...مسبب اين نوع غرض ورزي ها ادعاهايي است كه گاهي درباره لذات شطرنج و نگاه هاي فلسفي به آن كه نه توسط اهالي فن آن بلكه به وسيله مخالفان و به قصد بي اعتبار كردن اين نوع شطرنج عاتشقانه مطرح مي شود...نگاههايي صرفا مادي و نتيجه گرا كه شطرنج را نه يك رشته ورزشي آرامش بخش و مفيد بلكه يك صندوق نتيجه گيري وتوليد استرس در صورت عدم پيروزي  تصور مي كند و مي خواهد !... در اين بين جاي خالي دنياي فلسفي شطرنج و شناخت بيشتر آن و معرفي تمامي اجزاي آن توسط روانشناسان ...كارشناسان ورزش...جامعه شناسان و...به تمامي عاشقان اين رشته بيش از پيش احساس مي شود...به اميد پر شدن اين جاي خالي تاثير گذار..
.شاید ادامه داشته باشد...! با تشکر سرستیان
 

9 نظر | 1548 بازدید نسخه چاپی
نظرات
azade | يكشنبه 12 آبان 1387 - 00:44
بسیار بسیار ممنون از این مقاله در ضمن قسمت دوم را ÷یدا نکردم اول بود ولی دوم نه در ضمن نقد خانم ساره را دوستان برام خواندن خیلی منصفانه و به دور از حاشیه بود در این موردم منتظریم اما واقعا قشنگه نه؟smileysmileysmiley
azade | يكشنبه 12 آبان 1387 - 00:47
راستی اسم نویسنده را اول بزنید که ببینیم بعد بیایم بخونیم...نه تهش!اما در کل خیلی مرسی آقای بیاتsmileysmiley
shams | دوشنبه 13 آبان 1387 - 02:55
بسیار زیبا عمیق تاثیر گذار و در عین حال با حال و هوای فعلی مقاله های شطرنجی بسیار مایه خشنودی و باز هم در عین حال تعجب بود اگر امکان داشت بیشتر در باره سن نویسنده علت نگارش چنین موضوع سخت و زیبایی و همچنین آیا ایشان ارمنی هستند یا خیر ؟!بسیار از مدیریت محترم سایت محبوب و محجوب شطرنج حرفه ای هم متشکرم .
sarabi | سه شنبه 14 آبان 1387 - 14:52
سلام قسمت سوم را هم خواندم به قول شمس عمیق و تاثیرگزار بهتر از خیلی مقاله های امروزی است که با عجله نوشته می شوند بعد هم به خاطر اینکه جوان ها را جلب مقاله کنند نمایشگاه عکس راه میندازند و چند تا عکس مکش مرگ ما لابلای مطالب میزارند حتی بی ربط ! به هر حال از ساره عزیز هم خواهشمندم با نقد منصفانه اشان(مانند قبلی) این مسیر اصلی زیبا را به سر انجام برسانند از سایت هم به خاطر این مطلب ممنونم.
Pouyan | سه شنبه 14 آبان 1387 - 18:01
http://grandmaster.orq.ir

اولين انجمن تخصصي شطرنج در ايران!

نيازمند همكاري شما هستيم.
prochess | پنجشنبه 16 آبان 1387 - 20:37
با سلام خدمت تمامی عزیزان و استاد بزرگوارم جناب آقای بیات امروز بالاخره تنبلی رو کنار گذاشتم و عضو سایت محبوبم شدم همشم تقصیر آقای سرمستیانه...مقاله را خوندم راستش دروغ چرا تا قبر آ آ آ !دفعه اول فقط بسیار تحریک شدم مثل آدم هایی که تو یه موضوع مهمی از بقیه عقب افتاده باشند یواشکی !دوباره خواندم بعد از علاقه و قرق شدن تو دنیای شطرنج بود که بار سوم هم افتادم تو تله و خواندم خداییش نوع قلم نویسنده گیرایی عجیبی داشت که به صورت عادی در مقالات چند سال اخیر ندیده بودم و فهمیدم که چرا این مقاله زیبا و در عین حال عجیب در صدر صفحه سایت محبوبم هست (هر چند که قسمت های اول و دوم را هم خوانده بودم)
خلاصه مقاله در عین زیبایی یک مقاله مرجع محسوب می شود چراکه به جای خرد مطرح کردن مطالب که شاید همه گیر نباشد نکانی را مطرح می کند که شاکله اصلی دنیای معرفی شده جدید است هر چند نواقصی هم مانند هر مقاله دیگری داارد اما جذابیت ها و نقات قوتش بسیار ارزنده بود از یک موضوع دیگر هم خیلی خوشحال شدم آنهم استفاده نکردن زیاد از عکس بود که متاسفانه باب شده بسیاری از نویسندگان به علت ضعف قلمشان از این حربه برای بیشتر جوانان استفاده می کنند و...در آخر از ساره عزیز و آگاه هم در خواست یک نقد آگاهانه و منصفانه را مثل قسمت اول و دوم دارم که به نظرم نقدهای ایشان هم خود یک مقاله آگاه کننده است باز هم از مدیریت خوب سایت از چاپ چنین مقالاتی تشکر می کنم ممنون که حرف های من را تحمل کردید ...خواستم لحظات خلسه مانندی را که با این مقاله سپری کردم را توضیح داده باشم...خداحافظ همگی دوستان:
ارسال نظر
لطفاً برای ارسال نظر ابتدا وارد حساب کاربری خود بشوید
امتیاز
این گزینه فقط برای کاربران عضو در نظر گرفته شده است

لطفا وارد سیستم کاربری خود شده و یا ثبت نام کنید.

عالی ! عالی ! 100% [17 رای]
خیلی خوب خیلی خوب 0% [هیچ رای]
خوب خوب 0% [هیچ رای]
متوسط متوسط 0% [هیچ رای]
ضعیف ضعیف 0% [هیچ رای]